ریاضیات ؛ راه حل كدام است؟
(به ادامه مطلب مراجعه شود.)
(به ادامه مطلب مراجعه شود.)
(به ادامه مطلب مراجعه شود.)
قطر یک کاغذ معمولی تقریبا یک میلی متر است.
اگر کاغذ را برای بار اول از وسط تا کنیم قطر آن دو برابر می شود ،یعنی۲میلی متر
و اگر کاغذ را برای بار دوم از وسط تا کنیم قطر آن دو برابر قطر قبلی می شود ،یعنی۲۲میلی متر
و اگر کاغذ را برای بار سوم از وسط تا کنیم قطر آن دو برابر قطر قبلی می شود ،یعنی۲۳میلی متر
واگر این روند را ادامه دهیم و کاغذ را برای بار ۵۰ام از وسط تا کنیم قطر آن ۲۵۰میلی متر خواهد شد.
که ۲۵۰میلی متر بزرگتر از۱۰۹متر می باشد( دلیل آن در ادامه مطلب ذکر شده) و همچنین می دانیم
فاصله ی زمین تا ماه تقریبا ۱۰۸*۳متر می باشد یعنی قطر کاغذ ما از فاصله زمین تا ماه هم بیشتر شد!!!
با دانش آموزان متقلب چگونه برخورد كنيم؟؟؟؟
دیگر وقت آن رسیده که کمی واقع بینانه به گرایشی که انتخاب کرده ایم بنگریم.
اگر یك بار به پای درد دلهای جماعت معلمان بنشینیم میتوانیم مسائل و مشكلات جدیتر و مهمتری را بیابیم كه تا به حال از آن غفلت کرده ایم.نباید تنها با این توجیه كه معلمی شغل انبیاست، از توجه به نیازها و سختیهایی كه معلمان تحمل میكنند چشم پوشید.

از معلم انتظارات فراوان دارند ولی به انتظاراتش گوش فرا نمی دهند.از او تکلیف میخواهند ولی به حقوقش توجهی نمیکنند.از او مسئولیت میخواهندو بازخواستش می کنند ولی دایره ی اختیاراتش را تنگ میکنند. آیندهسازان جامعه و تربیت و جامعهپذیر كردن آنان را به معلم میسپارند و معلم را به امان خدا رها میكنند...
اگر شعار میدهیم كه معلمی شغل انبیاست، باید این را نیز به خاطر داشتهباشیم انبیا بر انسان منت گذاردهاند در آیات وحیانی نیز حقی كه آنان بر گردن ما دارند گوشزد شدهاست، پس چرا از حق وارثان انبیا غافلیم؟
در این پست قصد دارم الزامات و مشکلات معلم بودن را به نقل از آرشیو خبری آفتاب بیان نمایم(ادامه مطلب) و آنگاه...
نوبت شماست که نشان دهید آیا میتوانید از پس این مشکلات برآیید یا ...!؟ دیدگاه خود را بیان کنید.

چون فکر میکردم یه ذره مطالب وبلاگ داره کلیشه ای میشه و از اونجایی که علاقه ی وافری به شعر دارم تصمیم گرفتم یک شعر که البته بی ربط هم نیست پست کنم روی وبلاگ.
این شعر شهریار رو که اون زمان استاد شهریار خطاب به انیشتین نوشته بخونید و ببینید که واقعا چه پرمعناست و اگر خواستید ،نظر بدید!
پیام به انیشتین:
انشتن[انیشتین] یک سلام ناشناس البته می بخشی ،
دوان در سایه روشن های یک مهتاب خلیایی
نسیم شرق می آید، شکنج طرّه ها افشان
فشرده زیر بازو شاخه های نرگش[نرگس] و مریم
از آن هایی که در سعیدیه شیراز می رویند
(مراجعه شود به ادامه مطلب)
قضیه از این قرار است که چینیها از چهار سال پیش، پروژه ساخت پل معلق بزرگی به نام siduhe را در استان hubei شروع کردهاند.
ساخت این پل در حال اتمام است و قسمت کف پل هم به تازگی نصب شده است.
هنگامی که ساخت این پل به اتمام برسد، بلندترین پل معلق دنیا محسوب خواهد شد. ارتفاع قسمت کف این پل تا سطح زمین، ۶۵۰ متر است، یعنی بیشتر از ارتفاع آسمانخراش معروف ایمپایر استیت یا برج میلاد ۴۳۵ متری!

منبع :کانون دانش

(به ادامه مطلب مراجعه شود.)
منبع:روزنامه ایران-نوشته ی باران طلایی
(به ادامه مطلب مراجعه شود.)
منبع : لبخند ریاضی
نتایج مسابقه بر اساس نسبت وزن تحمل شده به وزن سازه به شرح زیر میباشد:

تصاویر سه پل برگزیده:
گروه اسپاگ(سید ایمان طباطبایی-روح الامین قربانی)
(رضا بهروزی -نصراله دهقانی -مرتضی فخرایی) ستاره جنوب : 
(جهت مشاهده تصویر با سایز واقعی روی نام سازه کلیک کنید)
بازتاب جشنواره: شبکه خبری برنا شبکه خبر دانشجو باشگاه پژوهشگران
بجاست باز هم از جناب آقای ابراهیمی مدیر کل امور فرهنگی دانشگاه که همواره حامی و دلسوز این جشنواره بودند و همچنین اعضای فعال انجمن که در برگزاری هر چه باشکوه تر جشنواره نقش اساسی ایفا کردند کمال تشکر و قدردانی را داشته باشم.
![]()
بسیاری از وضعیتهای دنیای واقعی را میتوان به راحتی به وسیله نموداری متشکل از مجموعهای از نقاط و خطوطی که زوجهای معینی از این نقاط را به هم وصل میکنند، توصیف کرد. مثلا نقاط میتوانند معرف افراد باشند و خطوط واصل بین زوجها میتوانند معرف دستها باشند یا هر چیز دیگر که در اطراف خود میبینیم.
(به ادامه مطلب مراجعه شود.)
منبع :http://daneshnameh.roshd.ir

به نام او که هر چه کرديم به چشم کرمش زيبا بود
معلمي شغل نيست ، معلمي عشق است ، اگر به عنوان شغل انتخابش کرده اي رهايش کن و اگر عشق توست مبارکت باد .
شهيد رجايي
هرگز نگاه هميشه مهربان و آسمانيش را فراموش نمي کنم . دريا دريا عشق بود و محبت . همه روزهاي هفته را انتظار مي کشيديم تا بيايد . پشت ميزش بنشيند با لبخندي دلنشين احوال تک تکمان را بپرسد و بعد کتابش را باز کند و درس را شروع کند.
يادم مي آيد هميشه حافظ را عاشقانه مي خواند ، فالهايش حرف نداشت و وقتي سخن از فردوسي به ميان مي آمد غرور و افتخار را در تک تک کلماتش حس مي کرديم ، و وقتي از مولانا حرف مي زد برق اشک را در چشمانش مي ديديم ، اتاق آبي سهراب را دوست داشت و ......